تاریخ نجوم
نجوم
تاريخچه نجوم را مي توان به سه دوره تقسيم كرد : دوره زمين مركزي ، دوره كهكشاني و دوره كيهاني . آغاز دوره اول در تاريخ باستان است و پايان آن در قرن شانزدهم ، دوره دوم از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم طول كشيد و دوره سوم در قرن حاضر آغاز شد و هنوز ادامه دارد .
1- دوره زمين مركزي
منجمان نخستين معتقد بودند كه زمين بايد در مركز جهان باشد و فرض مي كردند كه خورشيد ، ماه و ستارگان به دور زمين ساكن مي گردند ، علاقه آنان كه به معناي امروزي كلمه چندان علمي نبود ، به طور عمده معطوف بود به مسائل عملي ، به رابطه واقعي يا فرعي رويدادهاي آسماني با حوادث زميني و به جستجوي آسمان به خاطر يافتن نشانه هائي از وقايع سعد و نحس .
با وجود اين كشفهاي بر جسته اي در اين دوران صورت پذيرفت . گاهشماري با دقت زياد رشد كرد . دايره البروج – مسير ظاهري خورشيد از ميان ستارگان – به دقت تمام تعريف شد . دوره كامل كسوف و خسوف تعيين گرديد . و حتي در قرن دوم پيش از ميلاد به حركت محور زمين پي برده شد .
پايان دوره زمين كروي در قرن شانزدهم با شخصيت بزرگ نيكولائوس كوپرنيكوس[1] ( 1543-1472 ) پيوندي نزديك دارد .
2- دوره كهكشاني
مي توان گفت كه نجوم جديد با اين دوره آغاز مي گردد . كوپرنيكوس نشان داد كه زمين ، نه تنها مركز جهان نيست ، بلكه فقط يكي از سياراتي است كه به دور خورشيد مركزي مي گردد . معلوم شد كه زمين به هيچ روي منحصر به فرد نيست ، سياره اي كاملا معمولي است كه به طرزي معمول ، حركاتي معمولي دارد .
در حقيقت آشكار شد كه خورشيد مركزي خود ستاره اي از ستاره هاي بيشمار آسمان است . يكي از بيليونها ستاره مشابه حول و حوش ماست كه برخي بزرگتر و بعضي كوچكتر از خورشيد ، برخي سنگينتر و بعضي سبكتر از آن هستند .
در اين دوره روش مطالعه پيوسته علمي تر شد و انگيزه اصلي آن ميل به شناخت و فهم قوانين بنيادي حاكم بر حركت اجرام آسماني و توضيح چيزهائي كه چشم مي ديد بود .
پيشرفتي كه از قرن شانزدهم تا پايان قرن نوزدهم صورت گرفت ، نتيجه تلفيق كارآمدي از رصدهاي پردامنه ، وسايل پيشرفته و كار نبوغ آميز علمي بود .
رصدها ، اطلاعات وسيعي كه اهميت بنيادي داشتند ، با كار سخت رصد كنندگان دقيق ، كه نام بزرگ تيكو برائه[2] ( 1601-1546) در صدر آنان است ، جمع آوري گرديد .
وسائل ، البته معرفي تلسكوپ به نجوم توسط گاليلئو گاليله[3](1642-1564) . در 1610 ، نشانه مرحله مهمي در تكامل علم نجوم به شمار مي رود ، همانطور كه اختراع بعدي طيف نما نيز چنين بود . اين دو وسيله مكمل يكديگر بودند : تلسكوپ رويت ستارگان را با وضوحي بيشتر ممكن مي سازد ، طيف نما نور ستارگان را تجزيه ميكند و اطلاعاتي درباره ستارگان در اختيار ما مي گذارد .
نبوغ . نجوم نيز مانند هر علم ديگر براي پيشرفت خود نيازمند تلاش مغزهاي بزرگي است كه بتوانند بينش ، تخيل ، شهود و نيز دانش زياد را بر اطلاعات رصدي تطبيق دهند . پوهانس كپلر[4](1630-1571) و سرايزاك نيوتون[5] ( 1727-1642 ) . كپلر با كشف قوانين حركت سيارات و نيوتون با كشف قانون كرانش عمومي ، در زمره اين انديشمندان بودند .
3- دوره كيهاني
در اين دوره آشكار شد كه كهكشان ستارگاني كه خورشيد ما بدان تعلق دارد فقط يكي از كهكشانهاي بسياري است كه برخي بزرگتر و بعضي كوچكتر از كهكشان ما هستند . بخش زيادي از تحقيقات نجومي نيم قرن اخير به اين كوشش اختصاص داشته است كه تصويري « كامل » از جهان به دست آوريم . تلسكوپهاي نوري بزرگتر و نيز تلسكوپهاي راديويي عظيم براي كمك به اين تحقيقات ساخته شده اند .
نابغه نظري بزرگي در ذهن عامه مردم بيش از همه با اين دوره ارتباط داده ميشود ، دكتر آلبرت اينشتاين فقيد ( 1955-1879 ) است ( هر چند كه او در درجه اول يك فيزيكدان و رياضيدان بود ) . كيهان شناسي و اختر فيزيك سخت به نظريه نسبيت او متكي هستند .
در اين دوره نجومي است كه ما زندگي ميكنيم . و تا پايان آن راه درازي در پيش است .
جهان
قسمت اول : اجزاء تشكيل دهنده جهان
1-1 مقدمه و تعاريف
از زماني كه بشر از خود و از جهاني كه در آن سكني دارد آگاه شده است ، آسمان را با ترس و شگفتي ، منبع جذبه اي پايدار و افسون كننده دانسته است . ترس و شگفتي ، مطالعه و علم را سبب ميشود . بشر كه بي وقفه در تلاش فائق آمدن برجهل و حل اسرار بود ، سرانجام علم نجوم را پديد آورد .
نجوم علم مواضع ، حركات ، ساختمان ها ، سرگذشتها و سرنوشتهاي اجرام آسماني است . نجوم در سير تحول خود به عنوان يك علم ، بسياري از قوانين بنيادي حاكم بر اين اجرام را كشف كرده است . اما در ماهيت پژوهش علمي است كه كار آن هرگز پايان نپذيرد و در اينجا نيز چون علوم ديگر ، تلاشهاي بسيار بجا مانده كه بايد انجام گيرد .
2-1 چرا به مطالعه نجوم مي پردازيم ؟
نجوم را مطالعه مي كنيم زيرا كه انديشه جستجوگر هوشمند بايد سئوال كند و به جستجوي پاسخ برآيد ، « چرا » را بداند و «چگونه؟» را دريابد و بشر از همان آغاز هر وفت كه به بالا نظر
افكنده است ، آسمان را ديده است كه هميشه با مسائلي ظاهراً ناسنجيدني در برابرش قرار داشته و همواره او را براي حل اسرارش به مبارزه طلبيده است .
بشر در يك مرحله ، واكنش خود را به صورت جادو و اسطوره بيان كرده است و اين واكنش در هنر ، ادبيات و اديان جهاني تجلي يافته است . در مرحله اي ديگر كوشيده است تا پديده هاي آسماني را كه به مدد حواسش در مي يافته با بياني علمي توضيح دهد و اين توضيحات موضوع علم نجوم هستند .